![]() |
![]() |
|
| بابا نظر بدین مردیم از بی ذوقی شما |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم شهریور 1387ساعت 23:14 توسط محمد |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم شهریور 1387ساعت 23:11 توسط محمد |
|
|
بود بر شاخه هایم آخرین برگ |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم شهریور 1387ساعت 23:7 توسط محمد |
|
زندگي همچون کلافي پيچ در پيچ است که اولش پيچ است وآخرش هيچ است |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم شهریور 1387ساعت 23:3 توسط محمد |
|
|
هيچكس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود اگر كسي تو را آنطوركه ميخواهي دوست ندارد به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد دوست واقعي كسي است كه دستهاي تورابگيردولي قلب تورالمس كند بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگزبه اونخواهي رسيد
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم شهریور 1387ساعت 23:1 توسط محمد |
|
|
اگر لذت ترك لذت بداني
دگر شهوت نفس لذت نخواني از سينه تنگم دل ديوانه گريزد عاشقي پيداست از زاري دل روزاحباب تو نوراني الي يوم الحساب ديوانه كرد آرزوي وصل او مرا گفتمش نقاش را نقشي بكش از زندگي آنكةعاشقانةخنديدخندهاي منودزديد توراميبينم وميلم زيادت ميشود هردم هركسي هم نفسم شددست آخرقفسم شد نيازارم ز خود هرگز دلي را گر بي خبر آمديم به كوي تو، دور نيست گرچه میدانم نميآيد،ولي هردم از شوق از سوز محبت چه خبر اهل هوس را آورم پيش تو از شوق پيام دگران من بخال لبت اي دوست گرفتار شدم گاه گاهي به من ازمهر پيامي بفرست غمي خواهم كه غمخوارم تو باشي گر نرخ بوسه را لب جانان به جان كند گر هيچ مرا در دل تو جاست بگو صبر در جور و جفاي تو غلط بود غلط گرچه هرلحظه زبيداد تو خونين جگرم غير از غم عشق تو ندارم , غم ديگر دل كه آشفته روي تو نباشد دل نيست زدرد عشق توبا كس حكايتي كه نكردم تو كيستي،كه اينگونه،بي تو بي تابم؟ بشنو از ني چون شكايت ميكند |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم شهریور 1387ساعت 22:57 توسط محمد |
|
|
تو از دردی كه افتادست بر جانم چه می دانی؟
دلم تنها تو را دارد ولی با او نمی مانی تمام سعی تو كتمان عشقت بود در حالی كه از چشمان مستت خوانده بودم راز پنهانی فقط يك لحظه آری با نگاهی اتفاق افتاد چرا عاقل كند كاری كه بازآرد پشيمانی؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم شهریور 1387ساعت 16:56 توسط محمد |
|
|
آمدي وه كه چه مشتاق و پريشان بودم تا برفتي ز برم صورت بي جان بودم نه فراموشيم از ذكر تو خاموشي بود كه در انديشه اوصاف تو حيران بودم بي تو در دامن گلزار نخفتم يك شب كه نه در باديه ی خارمغيلان بودم زنده مي كرد مرا دم به دم اميد وصال ورنه دور از نظرت كشته هجران بودم به تولاي تو در آتش محنت چو خليل گوييا در چمن لاله و ريحان بودم تا مگر يك نفسم بوي تو آرد دم صبح همه شب منتظر مرغ سحر خوان بودم سعدي از جور فراقت همه روز اين مي گفت عهد بشكستي و من بر سر پيمان بودم سعدی |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم شهریور 1387ساعت 16:54 توسط محمد |
|
|
|||
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم شهریور 1387ساعت 16:51 توسط محمد |
|
|
لبانت
به ظرافت شعر شهوانی ترین بوسه ها را به چنان شرمی مبدل می کند که جاندار غار نشین از آن سود می جوید تا به صورت انسان دراید و گونه هایت با دو شیار مّورب که غرور تو را هدایت می کنند و سرنوشت مرا که شب را تحمل کرده ام بی آن که به انتظار صبح مسلح بوده باشم، و بکارتی سر بلند را از رو سپیخانه های داد و ستد سر به مهر باز آورده ام هرگز کسی این گونه فجیع به کشتن خود برنخاست که من به زندگی نشستم! و چشمانت از آتش است و عشقت پیروزی آدمی ست هنگامی که به جنگ تقدیر می شتابد و آغوشت اندک جائی برای زیستن اندک جائی برای مردن و گریز از شهر که به هزار انگشت به وقاحت پاکی آسمان را متهم می کند کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شود و انسان با نخستین درد در من زندانی ستمگری بود که به آواز زنجیرش خو نمی کرد - من با نخستین نگاه تو آغاز شدم توفان ها در رقص عظیم تو به شکوهمندی نی لبکی می نوازند، و ترانه رگ هایت آفتاب همیشه را طالع می کند بگذار چنان از خواب بر ایم که کوچه های شهر حضور مرا دریابند دستانت آشتی است ودوستانی که یاری می دهند تا دشمنی از یاد برده شود پیشانیت ایینه ای بلند است تابنک و بلند، که خواهران هفتگانه در آن می نگرند تا به زیبایی خویش دست یابند دو پرنده بی طاقت در سینه ات آوازمی خوانند تابستان از کدامین راه فرا خواهد رسید تا عطش آب ها را گوارا تر کند؟ تا آ یینه پدیدار آئی عمری دراز در آن نگریستم من برکه ها ودریا ها را گریستم ای پری وار درقالب آدمی که پیکرت جزدر خلواره ناراستی نمی سوزد! حضور بهشتی است که گریز از جهنم را توجیه می کند، دریائی که مرا در خود غرق می کند تا از همه گناهان ودروغ شسته شوم وسپیده دم با دستهایت بیدارمی شود |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم شهریور 1387ساعت 16:47 توسط محمد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
عشق مقدسه اگه مقدس بشمریش
|
| پیوندهای روزانه |
|
سایت نانسی به زبان فارسی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
هفته اوّل شهریور 1387 هفته دوم مرداد 1387 هفته سوم تیر 1387 هفته چهارم خرداد 1387 |
| پیوندها |
|
بهار جون(عاشقا برن تو) اسی جان(خیلی توپ) باران جان (عالی برید نگاه کنید) مینا و خذاوند عشق را افرید من عزیزی متولد مهر (پگاه) عشق زیباست |
|
RSS
|